روانشناسی بالینی میتواند در بیمارستانهای روانی، دادگاههای کودکان یا سازمانهای نظارت بر بزهکاران، درمانگاههای بهداشت روانی، نهادهای ویژه با روانپزشکی، ارتباط نزدیک داشته باشد. افزون بر این گاهی نیز خانواده ها پس از طلاق نیاز به مشاوره پیدا می کنند. اختلال دوقطبی که از آن با عنوان افسردگی شیدایی نیز یاد می شود، اختلالی است که با تغییرات شدید در حالات رفتاری انسان بروز پیدا می کند. افسردگی شدید از انواع نادر افسردگی است که با علائم شدید و بیامان همراه است. «بوکوفسکی» از دردهای عاطفی خود به عنوان منبع الهام اصلی برای خلق آثارش استفاده می کرد و به واسطه ی آشکار کردن تجریباتش در رابطه با اختلالات روانی، طیفی گسترده از مخاطبین در سراسر جهان را به خود جذب کرد. گاهی واقعا بحران و ماجرای شورانگیزی وجود ندارد تا او را سرگرم کند، بنابراین خودش دست به کار می شود. همه ی بیماران روانی لزوما با خشونت رفتار نمی کنند یا دست به جنایت نمی زنند، اما آنهایی که احتمال این اقدامات برای شان وجود دارد، بیشتر به دست آوردهای فردی شان توجه دارند تا تاثیر علمکردشان روی دیگران. اما در نظر نگرفتن و توجه نکردن به تفاوت های فردی در روانشناسی اجتماعی را می توان نقطه ضعف آن دانست.

«لاوکرفت» درد ناشی از این بیماری های روانی و جسمانی را تا آخر عمر با خود به همراه داشت. اگر دیدید اغلب در حال دروغگویی هستید، و انگیزه ای هم برای حمایت از دروغ های خود ندارید، ممکن است یک بیماری روانی باشید! بیشتر افراد، اگر رفتار اشتباهی در مورد کسی مرتکب شوند، حتی اگر کم هم شده، احساس گناه یا ناراحتی می کنند، چه از روی عمد کاری کرده باشند و چه تصادفا و غیرعمد. چرا باید وقتش را برای کاری تلف کند که منفعتی برای شخص خودش ندارد و فقط یک نفر دیگر، نتیجه اش را خواهد دید؟ فرد روانی می تواند حتی نزدیک ترین فرد به خود را آزار بدهد و حتی از نظر فیزیکی با او برخورد کند، بدون اینکه احساس پشیمانی داشته باشد، چون توانایی احساس افسوس و رحم را ندارد. ولی خودتان را مجاز می دانید که هیجانات خود را بروز دهید، مخصوصا خشم و عصبانیت تان را.

حتی ممکن است بدون آنکه فکرش را هم بکنند، یک همکار بسیار وحشتناک باشند. وقتی ببینید که اوضاعتان با اهدافتان هم مسیر هستند حس بهتری پیدا میکنید. «لاوکرفت» به افسردگی حاد مبتلا بود-او مدتی به خودکشی فکر می کرد و به گفته ی خودش از «فروپاشی عصبی» رنج می برد-و وقتی پزشکان خبر دادند که به سرطان روده و بیماری کلیوی مبتلا شده، اوضاع از این هم بدتر شد. بنابراین اگر در حوزه ی کاری شان، مسئولیتی برای شان تعیین شود که زیاد همسو با علایق شان نباشد، حتی زحمت امتحان کردنش را هم به خود نمی دهد. برای مثال ممکن است از بیمار خواسته شود، در فاصله زمانی تا جلسه بعد، با یکی از دوستان یا اعضای خانواده خود تماس بگیرد یا برای بیماری که وضعیت بهتری دارد خواسته شود یک قرار ملاقات را تنظیم کند یا اگر بحرانیترین موضوع برای وی شرایط تحصیلی است، از وی خواسته شود که یک حجم مشخص از تکالیف درسی را انجام دهد.

شاید خیلی کوتاه مدت به کسی علاقه مند شوید رفتار کسی توجه تان را جلب کند اما این اتفاق تنها زمانی می افتد که سودی به شما برسد. زیرا درصورت عدم توجه به بهداشت روانبه بیماری خطرناک روانی مبتلا می شوید. به گزارش مشرق، یکی از مواردی است که باید به آن توجه کرد. بیماری که دارای افکار خودکشی جدی داشته باشد حتما باید بستری شود تا مطمئن باشیم که بیمار در وهله اول به خود آسیب نمی زند و در مراحل بعدی تحت درمان قرار می گیرد. در واقع درمان های روانکاوی، فرد را به نوعی بینش و آگاهی از زمان حال و آنچه که گذشته است، می رسانند و فرد می تواند با بینش به دست آورده به تحلیل موضوعی مسئله خود بپردازد و مراحل درمان را طی کند. اما علیرغم عدم قطعیتِ این رابطه، نکته ای وجود دارد که غیر قابل انکار است: بسیاری از نویسندگان و شاعران برجسته در چند قرن اخیر، در واقع با نوعی از بی ثباتیِ روانی مواجه بوده اند. اما قطعا ایدههای موثر دیگری هم وجود دارد که ممکن است از قلم افتاده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *