پیشنهاد ما این است که مفهوم سلامت روانی بیش از نبود بیماری مغزی، برای عمل و مراقبت های عصبی و روانپزشکی ضروری است. در فصل ۸ کتاب لیبرمن درباره ریشه بروز اختلال استرس پس از ضربه روحی یا PTSD میخوانیم و در فصل ۹ از نقش اینترنت در باز کردن درهای کثرتگرایی به روی علم روانپزشکی. برای تشخیص این اختلال قطعا متخصصین این حوزه یعنی روان شناسان و روان درمان گران می توانند به طور دقیق عمل کنند، اما علائم مبتلایان به اختلال چند شخصیتی می تواند بروز شخصیت های مختلف باشد که در رفتار، افکار و گفتار متجلی می شود. متخصصین این حوزه درمانی با تلاش های بی وقفه شان در تحقیق و پژوهش در این باره به این نتیجه دست یافته اند ممکن است علت بروز چنین بیماری ژنتیک و وراثت، تغییرات هورمونی شدید و آسیب های اجتماعی یا خانوادگی باشد. هنوز هم فرآیند شکل گیری شخصیت های مختلف و گاها متضاد در وجود یک آدم غیر قابل توضیح است و نمی توان به طور دقیق این فرآیند را توصیف کرد. ما در این مطلب اختلال شخصیت وابسته را بررسی و روشهای تشخیصی و درمانی آن را به طور کامل توضیح خواهیم داد.

عمدتاٌ آن دست از رفتار های هنجار شکن که در سنین کم و همان دوران نوجوانی نمایان می شود و در بسیاری از موارد تا بزرگسالی هم تغییری نمی کند. در مواردی گفته می شود که تجاوزات جنسی نیز می تواند در بروز این عارضه نقش داشته باشد. به این آسیب ها تروماهای روانی نیز گفته می شود. با نگاهی سرد و خیره به اطراف نگاه میکند؛ اگر از او سوالی بپرسید با کندی و مکث جواب میدهد و سخنانش همواره آرام و بریده بریده است! مواد و روشها: در این مطالعه مقطعی، 45 نفر از بیماران مبتلا به اختلالات شخصیت اجتنابی و 45 نفر از افراد بهنجار در شهر اردبیل مورد بررسی قرار گرفتند. خیالپردازی ناسازگار یا رویاپردازی ناسازگار (به انگلیسی: Maladaptive daydreaming) که تحت نام خیالپردازی افراطی (به انگلیسی: excessive daydreaming) نیز شناخته میشود، نوعی اختلال روانی است که فرد با خیالبافی بیش از اندازه در زندگی روزمره خود اختلال ایجاد میکند. از جمله این رفتارها عبارتند از: سرکوب فکر، جایگزین کردن فکر اضطرابزا با یک فکر دیگر یا با یک فکر متضاد، استفاده از تکنیک حواسپرتی. با تکنیک مواجهه به صورتی که مدام تاثیرات منفی و ناخوشایند رفتاری این افراد را به روی می آورد می تواند روند درمانی را بهبود بخشد.

روان درمان گران در روان درمانی و هیپنوتیزم تلاش می کنند که علت اصلی این اختلال را ریشه یابی کرده و با انجام تکنیک های خاص درمانی به کاهش تاثیر آسیب های روانی کمک کنند. اگر اعتماد به نفس محصول تربیت ما در کودکی است چطور می توان آن را تغییر داد یا بهبود بخشید؟ اختلال شخصیتی به طیفی از الگو های رفتاری ثابت و غیر قابل تغییر در ناهنجاری های اجتماعی گفته می شود، از آن جایی که هر فردی سبک زندگی مختص به خودش را دارد و با کمک الگو های خود می تواند به استرس و دیگر مشکلات زندگی خود مقابله کند. در نتیجه علائم و نشانه های این اختلال به کمترین میزان ممکن خواهد رسید. همه ما به دنبال داشتن یک زندگی بهتر با ایده آل های خود هستیم. اما به هر روی تحلیلی که در این زمینه ارائه می شود این است که افراد به جهت این که در دوره های مختلف زندگی شان در شرایط خاصی قرار می گیرند و فشارهای روانی را متحمل می شوند گاها برای این که تحمل این فشار ها امکان پذیر شود به طور ناخودآگاه به انکار شرایط می پردازند و با توسل به شخصیت های دیگر شرایط را برای خودشان تغییر می دهند.

مطالعه حاضر با هدف مقایسهی طرحوارههای ناسازگار اولیه در مبتلایان به اختلال اجتنابی و افراد بهنجار انجام شده است. برای این منظور، دکتر نوس پیشنهاد مید که کار واقعاً کسل کنندهای را در نظر بگیرید و انجام دهید. شما این فرد را انتخاب کرده اید که معمولی ترین، عادی ترین، قابل اعتمادترین و نه چندان مضر ترین فرد در بین افراد داخل تصویر است. فرد ممکن خشکه مقدس، ناسازگار، بیرحم و بیشرم به نظر برسد. یکی از علائم اصلی افراد مبتلا به این اختلال عدم توانایی مدیریت و کنترل روابط عاطفی شان است، به گونه ای هیچ وقت تعادل را در هر برخورد با طرف مقابل شان رعایت نمی کنند گاهی اوقات بسیار مهربان و محترم و گاهی هم عصبی و افسرده برخورد می کنند و دائم در حال تغییر و نوسان خلق و خوی هستند. و به طور کلی بخش زیادی از عمر انسان در فعالیت های شغلی مصروف می گردد بنابراین می توان انتظار داشت که تا چه حد رضایت شغلی می توان موجب افزایش رضایت در سایر جنبه های زندگی، از جمله؛ زندگی زناشویی، زندگی فردی و غیره شود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *